خرید بک لینک

درباره سایت

اشعار سید علی میرزایی

امکانات وب

لَخته

زخما شدن بیشتر عمیق وقتی که زد خنجر رفـیـق روزا طی شد به تیرگـی غم مونده یه همیشگی بـــاورِ ایـــن روزا ســخـتـه خون شده توی رگ لخته نموند برام کسی دیگه دلم چی داره کـه بگه نشست تـنها زیـر مهتاب وقتی که دید نداره خواب همش به فکر اینه که چـرا زندگی تاریـــکــــه حتی نخواست باور کنه تـنـها و بــی یــاور شده دنیا براش سراب بود و عالم سرش خراب شده شاعر : سید علی میرزایی

برچسب: نویسنده: متین پورعلی تاريخ: سه شنبه 10 شهريور 1405 ساعت: 1:55

رد میشن این روزا از جلوی چشمم کــسی و نــدارم کــــه دردمـو بگم هر روز این حال من داغون تر از پیشِ هر کـاری میکنم اما خوب نمیشه مثله ابر سیاه همیشه می‌بارم حتی یه هم آغوش کنارم ندارم هر راهی و رفتم ولیکن بن‌بسته خدایا بــــریدم دیگه شدم خسته از حال هر شبم چیزی نمیدونی چرا پسم زدی گفتی نمیتونی دنیا جهنمه از الان واسه من حرفای دلم‌و حالا به کی بگم ببین شکستنم تو اوج جــوونی نه شانس و اقبالی، نه نام و نشونی نه شوق پروازی، نه شور و احساسی من یه شکست خوردم، منو

برچسب: نویسنده: متین پورعلی تاريخ: سه شنبه 10 شهريور 1405 ساعت: 1:55

صفحه بندی